نوشته‌ها

اعتراف حرفه ای و یک تجربه

اعتراف حرفه ای و یک تجربه

وقتي کوچک بودم، شتابزده از راهنماییهای معلم خود درمورد یاری رساندن به دیگران، دست مرد نابینایی رو که در حال عبور از خیابان بود گرفتم. با تعجب دیدم مرد ازم میپرسه می خواهی کمکت کنم که از خیابان عبور کنی؟ گفتم نه! من می خوام به شما کمک کنم، با خنده بهم گفت اسمت چیه، گفتم سیاوش. گفت سیاوش من نزدیک به 10 سال هست هر روز از این خیابان عبور می کنم، گوشم به قدری قوی هست که صدای ماشین را از یک چهار راه آنورتر میشنوم. اما بزار من کمکت کنم تا تو رد بشی، آخه این خیابان برای بچه هایی مثل تو خطرناکه.

ناراحت و غمگین برگشتم با غروری جریحه دار شده، ولی حق با اون بود و من شتابزده برای کمک اقدام کردم..

بزرگتر که شدم در اوایل دوره لیسانس با مفاهیم اثربخش و کارایی آشنا شدم و شتابزده در همه جا به دنبال نمونه هایی از این مفاهیم بودم، در هر جایی چند جمله ای را با ذکر نمونه بیان می کردم، مانند یک شعبده باز که با خرگوش و کلاه، جمعی را شگفت زده می کرد، آن زمان این جملات هم، در همان حد تاثیر گذار بود..

سال 86 به کارخانه ای رفتم که مدیر آنجا، یک صنعتگر قدیمی بوده که از تحصیلات دانشگاهی نیز بی بهره بود. باز، زمان شتابزدگی من رسید که با ورود خود، کارخانه را سرشار از مفاهیم جدیدی که آموخته بودم کردم، بدون شناخت کافی جملاتی را که درک کرده بودم، تند تند به کار می بردم و تجویز می کردم..

اما امروزه در سازمانهایی که سمت مشاور دارم از این شتابزدگی جلوگیری می کنم، حالا وقتی وارد سازمانی شوم و فرآیند یا رفتاری را صحیح ندانم، حتما قبل از آنکه کار به اظهار فضل برسد، مدتی رفت و آمد می کنم تا به تدریج نگاهم جامع تر شود..

اگر ببینم قبل از ورود به شرکت کارمندان 3 بار با آسانسور بالا و پایین می روند، نمی‌پرسم چرا؟ من هم همین کار را می‌کنم تا شاید حکمت آن را متوجه شدم. حتی اگر فهمیدم آن کار دلیلی ندارد، وقتی این گردش اضافی را به چالش می کشم، شنوندگان می‌دانند که از جایگاه یک همراه نقد می‌کنم و نه یک مصلح..

محیط کسب و کار، شرکت ها و کارخانه ها این روزها سرشار هست از مصلحان ناهمراه.

بیایید اگر با سمت کارمند، مدیر و یا مشاور استخدام شدید، قبل اظهار نظر سریع، مدتی با نظام موجود در سازمان همراه شوید. همیشه کارمندان و یا مدیرهای قبل از ما، نادان‌تر از ما نبوده اند. حتما قبل از اینکه مدل های مدیریتی را مثل دعایی که شفا می‌دهد بخوانیم و طرح های از پیش آماده شده را، به صرف نوشابه و کباب، به خورد دیگران دهیم، مدتی با سازمان همراه شویم…

با احترام
سیاوش جعفری
مشاور ارشد کسب و کار، فروش و سیستم – مدرس دوره های آموزشی تخصصی

 
[hm_section border_style=”solid” bg_color=”#f9fafc” padding_top=”30″ padding_bot=”30″ border_top_width=”1″ border_color=”#636363″][hm_clients style=”dark” spacer=”90″ bg_color=”#f9fafc”][hm_client target=”_blank” name=”آپارات – siavash_jafari” logo=”6754″ url=”https://www.aparat.com/siavash_jafari”][hm_client target=”_blank” name=”تلگرام – sjafari_consulting” logo=”6755″ url=”https://t.me/sjafari_consulting”][hm_client target=”_blank” name=”شماره تماس” logo=”6747″][hm_client target=”_blank” name=”صفحه رسمی لینکدین – in/siavashjafari” logo=”6744″ url=”https://www.linkedin.com/in/siavashjafari/”][hm_client target=”_blank” name=”صفحه اینستاگرام – siavashjafari_consulting” logo=”6742″ url=”https://www.instagram.com/siavashjafari_consulting/”][hm_client target=”_blank” name=”info@siavashjafari.com” logo=”6740″][/hm_clients][/hm_section]

نقش آموزش در موفقیت از منظر فردی

 نقش آموزش در موفقیت از منظر فردی 

 

گاهی اوقات وقتی پای صحبت شاگردان میشینم به خودم میگم چرا انقدر عجله در موفقیت؟  این همه عجله در رسیدن به موفقیت و پیشرفت بدون داشتن پیش نیازهای اساسی؟ کجا کاشتیم که احساس می کنیم الان وقت برداشت هست؟

در قسمت اول نقش آموزش در موفقیت، موضوع رو از نگاه فردی و در قسمت دوم از نظر سازمانی بررسی می کنم.

تا حالا چند نفر رو دیدین که بدون اینکه شنا بلد باشند داخل آب به عمق 5 متری بروند یا اصلا بروند آیا کارشون درست هست؟ یا یکی که آموزش لازم برای مارگیری رو ندیده اقدام به گرفتن مار بکنه. پس چرا این روزها جمله حالا بریم توی کار تا ببینیم چی میشه رو زیاد می شنویم؟ اصلا قصد نفی کردن ماهیت ریسک کردن در شروع کار رو ندارم و منظورم آرزوی موفقیت بدون داشتن دانش در راستای رسیدن به آن است. آرزوهایی که حتی با تبدیل شدن آنها به اقدام اجرایی باز هم به علت عدم آموزش و اجرای صحیح در بسیاری از موارد بی نتیجه میشه. بعضی وقتها این جمله رو میشنوم ((اما آخه سیاوش انگیزه من زیاد هست))

بزار یک سوال ازت بپرسم، وقتی فقط با کلی انگیزه پشت یک وزنه مثلا 200 کیلویی بری و دانش و مهارت و پیش نیازهای لازم برای بلند کردن آن رو نداشته باشی چقدر احتمال موفقیت وجود داره؟ معلومه که انگیزه بهمون در سرعت تغییرات کمک میکنه اما این هم به تنهایی کافی نیست. قبول این موضوع که من باید تواناییهای خودم رو کامل بشناسم و بهترین بهره برداری رو ازشون بکنم و در مواردی که ضعیف هستم و نیاز به تغییر دارم خودم رو ارتقاء بدم گام بسیار مهمی به سمت موفقیت هست.

بهت پیشنهاد می کنم برای موفقیت و رسیدن به یک هدف، یک لیست از تمام تواناییهای بالقوه و بالفعلت درست کنی و با شناخت بر روی مسیر رسیدن به هدفت، ضعف هایی رو که داری با آموزش و تمرین دونه دونه از سر راه برداری تا احتمال موفقیت برات روز به روز بیشتر باشه.

هر موقع دیدی جاده ای که توش هستی سرپایینی و هموار هست بدون که همیشه تو ترافیکی چون افراد همیشه راحت ترین راه ها رو برای رسیدن به اهدافشون انتخاب می کنن و جاده این راه ها هم همیشه ترافیکه.

معلومه باید راهت سخت باشه، اصلا کی گفت بهت قراره آسون بدست بیاد یا اگه آسون بدست می یومد دیگه قشنگیو لذتش کجا بود، اگر برنده شدن توش آسون بود که بازنده ها اکثریت نبودن. برای برنده شدن هم آموزش لازمه و هم تمرین.

به موقع و صحیح بکاریم تا روز برداشت بتونیم بهترین نتیجه رو از خروجی کارهایمان و بهترین حس رو از خودمان داشته باشیم.

سیاوش جعفری

[hm_section border_style=”solid” bg_color=”#f9fafc” padding_top=”30″ padding_bot=”30″ border_top_width=”1″ border_color=”#636363″][hm_clients style=”dark” spacer=”90″ bg_color=”#f9fafc”][hm_client target=”_blank” name=”آپارات – siavash_jafari” logo=”6754″ url=”https://www.aparat.com/siavash_jafari”][hm_client target=”_blank” name=”تلگرام – sjafari_consulting” logo=”6755″ url=”https://t.me/sjafari_consulting”][hm_client target=”_blank” name=”شماره تماس” logo=”6747″][hm_client target=”_blank” name=”صفحه رسمی لینکدین – in/siavashjafari” logo=”6744″ url=”https://www.linkedin.com/in/siavashjafari/”][hm_client target=”_blank” name=”صفحه اینستاگرام – siavashjafari_consulting” logo=”6742″ url=”https://www.instagram.com/siavashjafari_consulting/”][hm_client target=”_blank” name=”info@siavashjafari.com” logo=”6740″][/hm_clients][/hm_section]