نوشته‌ها

عدم گوش دادن همدلانه

دلایل عدم گوش دادن همدلانه

 

 گوش دادن همدلانه

هنگامی که کلمه‌ی فروشنده را می‌شنوید، چه تصویری در ذهن شما تداعی می‌شود؟ آدمی که با پرحرفی، زرنگی، سماجت و زبان‌ریختن محصولی را به شما می‌فروشد که بعدا تعجب می‌کنید چرا این محصول را خریدم؟ اگر این تصویر در ذهن شماست، باید بدانید که هنوز در دوران فروشندگی سنتی سِیر می‌کنید. امروزه به مشاورانی حرفه‌ای نیاز داریم که می‌توانند با استفاده از روش‌های علمی و حرفه‌ای ارتباطات و متقاعد کردن دیگران به خواسته‌های واقعی مشتری برسند و بین منفعت محصول خود و نیاز مشتری پیوند ایجاد کنند. برای تبدیل شدن به یک فروشنده حرفه ای مدرن، قطعا اولین گام، شناخت مشتری و خواسته‌ی واقعی اوست و مهم‌ترین ابزار برای این کار «گوش دادن همدلانه» است.

شاید این سؤال پیش بیاید که آیا شنیدن هم نیاز به یادگیری دارد؟ شنیدن عملی غیرارادی است، یعنی شما خواه یا ناخواه صداهای اطراف خود را می‌­شنوید، اما گوش دادن همدلانه امری ارادی است که نیاز به یادگیری دارد. در گوش دادن همدلانه و مؤثر، روی معانی کلامی که می‌­شنویم تمرکز می‌کنیم.

 

دلایل عدم گوش دادن همدلانه

فرض کنید درحالِ صحبت با یک فروشنده هستید تا بتوانید محصول مطلوب خود را خریداری کنید. او در حین صحبت‌­های شما مدام تلفن همراهش را نگاه می‌­کند، زبان بدن و حالت مناسبی نسبت به صحبت­‌های شما ندارد، چند بار صحبت­‌هایتان را قطع می‌­کند، اجازه نمی‌­دهد سؤالات شما کامل شود و سریع پاسخ می‌­دهد، مدام به شما توصیه می‌­کند که کدام محصول را بخرید و در یک کلام مثل خیلی از افراد امروز جامعه‌ی ما، نمی‌­تواند با شما یک ارتباط همدلانه ایجاد کند. چقدر احتمال دارد از چنین فروشنده‌­ای خرید کنید؟ احتمال خرید نزدیک به صفر است.

چنین واکنش‌­هایی سیاه­‌چاله‌­های مسیر گوش دادن همدلانه و مؤثر هستند و مانع ایجاد ارتباط همدلانه می­‌شوند. درادامه، فهرستی از این سیاه‌چاله­‌ها ارائه شده است:

 

۱. انجام چند کار همزمان

هم‌­زمان چند کار را انجام می­‌دهیم یا به بیش از یک گفت‌وگو گوش می‌­کنیم. فرض کنید شما به‌عنوان مشتری با فروشنده درحالِ صحبت هستید که تلفن همراه او زنگ می‌زند و او به تماس تلفنی پاسخ می‌دهد. بعد از پایان تماس و درحالی‌که دوباره برای بیان خواسته‌ی خود تلاش می‌کنید، یک نفر از کارکنان سراغ فروشنده می‌آید و مطلبی را خیلی کوتاه و سریع به او اطلاع می‌دهد و در این بین، او همچنان درحالِ گوش ‌کردن به مشتری‌اش یعنی شماست، اما در حقیقت هیچ درکی از خواسته‌ی شما پیدا نکرده است.

 

۲. مرور مطالب و تلاش برای دادن پاسخ‌

مطالب و پاسخ­‌های ذهنی‌مان را مدام مرور می­‌کنیم و بدون توجه به صحبت­‌های فعلی مشتری تلاش می­‌کنیم بهترین پاسخ را بدهیم؛ این درحالی است که ممکن است پاسخ ما به نکته‌ی موردنظر مشتری ارتباطی نداشته باشد.

 

۳. قضاوت براساس پیش‌فرض‌های ذهنی

درباره‌ی گوینده قضاوت می­‌کنیم و صحبت­‌هایش را براساس برخی پیش‌­فرض­‌های ذهنی تحلیل می‌کنیم. این قضاوت ممکن است به‌صورت ناخودآگاه براساس برداشت اولیه‌ای که از ظاهر و رفتار مشتری داشته‌ایم در ذهن‌مان شکل بگیرد، اما باید با آن آگاهانه مقابله کنیم و قضاوت نکنیم.

برخی قضاوت‌ها هم ربطی به شخص خاص مشتری ندارد و به‌صورت پیش‌فرض در ذهن فروشنده نقش بسته است؛ عباراتی مانند: «مردم که به این راحتی پول نمی­‌دهند»، «همیشه در این ماه فروش خیلی کم است»، «مشتری فقط کالای خارجی می‌خرد» و…، از این دست پیش‌فرض‌ها هستند.

 

۴. تلاش برای اثبات حرف خود

با مخاطب کلنجار می­‌رویم و درگیر می­‌شویم. درنتیجه، فرایند ارتباط دوجانبه به مجادله‌­ای برای اثبات حرف ما تبدیل می­‌شود.

 

۵. پیش‌داوری مخاطب

مخاطب را پیش‌­داوری می‌کنیم و سعی داریم ذهنش را بخوانیم. درنتیجه، مسیر ارتباطی‌ای مبتنی بر این باورهای ناشی از بازپرسی‌های ذهنی را پیش می‌گیریم. به‌عنوان مثال، فروشنده با خودش می‌­گوید من مطمئنم این حرف­‌ها را می‌­زند که تخفیف بگیرد، درنهایت هم می­‌خواهد نصف پول را بدهد، من هم بلدم چطور به‌نفع خودم کار کنم!

 

۶. پریدن وسط حرف مخاطب

حرف گوینده را به بهانه‌­های مختلف قطع می‌­کنیم. این بهانه‌ها ممکن است به‌دلیلِ ذخیره‌ی زمان، تصحیح اشتباه، به‌رخ‌کشیدن میزان دانش خودمان و … باشند. این خطایی جبران‌ناپذیر است.

 

۷. ایجاد حس حماقت در مخاطب

با نصیحت، توصیه، طعنه­‌زدن و ایفای نقش دانای کل، حس حماقت را در مشتری ایجاد می­‌کنیم.

 

۸. ارائه‌ی راه‌حل قبل از درک صحبت‌های مخاطب

قبل از درک کامل حرف مخاطب به ارائه‌ی راه­‌حل می­‌پردازیم و جزئیات اضافی شرح می­‌دهیم. به قول معروف تا مشتری بگوید “ف” ما از خیابان “فرحزاد” سر در می‌­آوریم. شاید اصلا خواسته‌ی مشتری چیز دیگری باشد که با توضیحات بیشترش آن را برای‌مان روشن می‌کند.

 

((برای مشاهده آخرین دوره های آموزشی تخصصی بر روی تصویر زیر کلیک نمایید))

سیاوش جعفری

سیاوش جعفری

۹. منفی‌نگری

تعدادی فیلترهای ذهنی داریم که همین، مخاطب را در نظر ما منفی جلوه می­‌دهد. به‌عنوان مثال، چون یک مشتری از شهری خاص سر ما کلاه گذاشته است، تمام مردمان آن شهر را کلاه­بردار فرض می‌کنیم!

 

۱۰. گوش دادن گزینشی

گزینشی گوش می­‌کنیم. به برخی قسمت­‌های صحبت مشتری توجه می­‌کنیم یا به‌­دنبال پیداکردن نکته‌­ای خاص هستیم تا حرف خودمان را به کرسی بنشانیم. ممکن است در ذهن خود بگویید، من که این قسمت از صحبت‌­هایش را می­‌دانم، خیلی لازم نیست گوش کنم یا صبر کن تا صحبت از کیفیت شد، جوابش را می‌دهم.

 

۱۱. نداشتن تمرکز

از حرف­‌های مشتری رؤیاپردازی و خاطره­‌سازی می­‌کنیم. وقتی تمرکز کافی روی مشتری و هدایت او به سمت حل مشکلش نداریم، تا نکته‌­ای گفته می‌­شود که برای ما خاطره‌­انگیز است، دیگر کنترل بحث را از دست می­‌دهیم و در اقیانوس ذهن خود غرق می­‌شویم (عدم تمرکز).

 

۱۲. عوض کردن موضوع

وقتی از موضوعی خسته می­‌شویم یا علاقه‌ی زیادی به موضوع نداریم، ناخودآگاه موضوع بحث را عوض می‌­کنیم. درنتیجه، مشتری مسیر صحبت‌­هایش را گم می­‌کند و سؤالاتش بی­‌جواب می­‌ماند. به‌عنوان مثال شاید از سؤالات مشتری درموردِ خدمات پس از فروش و جزئیات آن خسته شوید و بخواهید دوباره موضوع را به قیمت مناسب محصول برگردانید.

 

ویژگی‌‌های فرایند گوش دادن همدلانه

 

هر فرایند گوش‌­دادن و ارتباط که بخواهد به سمت گوش دادن همدلانه برود باید پنج ویژگی زیر را همراه داشته باشد:
  1. حمایت مخاطب برای بیان نیازها و مسائلش به دور از پیش­‌داوری‌­ها، قضاوت‌­ها یا توصیه‌­ها؛
  2. تشویق فرد به ادامه‌ی صحبت و بیان جزئیات بیشتر برای درک بهتر نیاز و خواسته‌ی مشتری؛
  3. کنجکاوی نسبت به شنیدن و درک مسئله‌ی مخاطب و تلاش برای یافتن راه حل مشکل؛ نه صرفا تلاش برای فروش محصول؛
  4. صبور بودن هم به‌صورت ظاهری و هم ذهنی در ارتباط با مخاطب و پرهیز از توصیه، عجله در راه­‌حل دادن، قطع‌­کردن صحبت­‌ها یا پیش­‌گویی؛
  5. توجه کامل در زمان ارتباط و بیان این توجه به ‌صورت کلامی و غیرکلامی؛ به­‌گونه‌­ای که مشتری احساس کند، در این لحظه مهم‌ترین فرد دنیا برای ماست.

 

سخن آخر

بسیاری از تصمیمات ما در ضمیر ناخودآگاه گرفته می­‌شوند؛ جایی که احساسات دریچه‌ی ورود به آن است. به ­همین­ دلیل، فروشنده حرفه ­ای امروز باید بتواند پیوندهای عاطفی قوی بین خود و مشتری ایجاد کند تا از این مسیر به یکفروش موفق برسد و قطعا یکی از مهم‌ترین رازهای فروشندگی، توانایی گوش دادن همدلانه است. فروشنده­‌ای که بتواند شنونده‌ی خوبی باشد، قطعا در داستان سرایی هم بهتر عمل می‌کند. چنین فروشنده‌­ای حتما در جلب اعتماد دیگرانموفق‌تر است. یادمان باشد، انسان‌­ها دوست دارند موردتوجه قرار بگیرند. پس هنگام فروش به‌­گونه‌­ای عمل کنید که مشتری حس کند مهم‌ترین فرد این جهان برای شماست.

 

[hm_section border_style=”solid” bg_color=”#f9fafc” padding_top=”30″ padding_bot=”30″ border_top_width=”1″ border_color=”#636363″][hm_clients style=”dark” spacer=”90″ bg_color=”#f9fafc”][hm_client target=”_blank” name=”آپارات – siavash_jafari” logo=”8001″ url=”https://www.aparat.com/siavash_jafari”][hm_client target=”_blank” name=”تلگرام – siavashjafari_co” logo=”7999″ url=”https://t.me/siavashjafari_co”][hm_client target=”_blank” name=”شماره تماس” logo=”8003″][hm_client target=”_blank” name=”صفحه رسمی لینکدین – in/siavashjafari” logo=”7995″ url=”https://www.linkedin.com/in/siavashjafari/”][hm_client target=”_blank” name=”صفحه اینستاگرام – siavashjafari_co” logo=”7991″ url=”https://www.instagram.com/siavashjafari_co”][hm_client target=”_blank” name=”info@siavashjafari.com” logo=”8005″][/hm_clients][/hm_section]
تصمیم گیری

اشتباهات رایج در تصمیم گیری

〉جلوی این 10 اشتباه رایج را در تصمیم گیری هاتون بگیرین〈

 

یک گروه  مدیریتی، تصمیم گرفتند که مکان سازمان را تغییر دهند. آنها بدون آنکه با پرسنل و ذی نفعان داخل شرکت مشورت کنند، دفتر جدیدی را در سمت دیگر شهر که معتقد بودند با نیازهای سازمان سازگاری بیشتری دارد یافتند و حتی قولنامه هم نوشتند. اما آن‌طور که باید، توجهی به این قضیه که آیا این نقل مکان برای کارمندان مناسب است یا نه، نکردند و تازه بعد از اینکه تصمیم نهایی شد و اقدامات لازم انجام شد مشخص شد که برای کارمندان مشکل ساز است!

این شرکت سال‌های سال در مکان فعلی بوده است، بیشتر پرسنل آن از همین اطراف هستند و مسیر کوتاهی تا محل کار طی می‌کنند. از آنجا که محل جدید شرکت بسیار دور است و وسائل حمل‌ونقل عمومی مناسبی هم به آن مسیر وجود ندارند، خیلی از افراد تصمیم می‌گیرند تا شغل‌شان را در این شرکت رها کنند. این مسئله اختلال فراوانی در کار ایجاد می‌کند و بهره‌وری و روحیه‌ی سایرین را هم به شدت کاهش می‌دهد.

این مثال نشان می‌دهد که چشم‌پوشی از یک عنصر در تصمیمات مهم، می‌تواند پیامدهای هنگفتی برای کسب‌وکار داشته باشد. در این متن نگاهی به ۱۰ اشتباه رایج در تصمیم‌گیری می‌اندازیم و نکات و ابزارهایی را نیز برای بهبود توانایی‌های شما ارائه می‌کنیم

اشتباه 1: رفتار غیر سیستمی
زمانی که نیاز به اخذ تصمیمی مهم، همچون انتخاب بین تولید محصول جدید یا توسعه‌ی محصول فعلی، دارید؛ آیا بر اساس «حس درونی» پیش می‌روید، یا امکان‌پذیریِ هر گزینه را به روشی علمی و محاسباتی بررسی می‌کنید؟

تصمیم‌گیری می‌تواند هیجان‌انگیز و پرتنش باشد، بنابراین برای برخورد بی‌طرفانه با این احساسات، باید از رویکردی ساختاری استفاده کنید. فرایندی منطقی و منظم می‌تواند کمک کند تا همه‌ی عناصر مهمی را که برای نتیجه‌ی موفقیت‌آمیز نیاز دارید، مورد توجه قرار دهید و احتمال نادیده گرفتنِ عوامل مهم را کاهش دهید.

رویکرد تصمیم‌گیریِ هفت مرحله‌ای ما، به چگونگی ایجاد محیطی سازنده، بررسی وضعیت و ایجاد راه‌حل‌های خوب می‌پردازد و همچنین اطلاعاتی را در مورد چگونگی بررسی گزینه‌ها برای انتخاب گزینه‌ی درست، ارزیابی برنامه‌ها و نکات قابل توجه در حین اعلام تصمیم، در بر دارد.

اشتباه 2: توجه نکردن به دیدگاه های مختلف
بسیاری از ما تجربه‌ی تصمیم‌گیری عجولانه را داریم، به‌ویژه هنگامی که به اواخر مهلت خود نزدیک می‌شویم و تحت فشار هستیم. اما به جای آنکه تصمیمی فوری بگیرید، مطمئن شوید که طیفی از دیدگاه‌های مختلف را مورد توجه قرار داده‌اید.

پیش از آنکه بخواهید مسئله‌ی مهمی را حل کنید، از چک‌لیست CATWOE برای طوفان فکری درباره‌ی اشخاص و عناصر مختلفی که تحت تأثیر قرار می‌گیرند استفاده کنید تا دید کاملی از تصمیم‌تان به دست آورید. با نگاه از شش زاویه‌ی بسیار متفاوت (مشتریان، شرکت‌کنندگان، فرایند تبدیل، جهان‌بینی، مالک و محدودیت‌های محیطی) به این موقعیت، تصمیم‌گیری‌تان بسیار جامع‌تر خواهد شد.

وقتی مسئله‌ی خود را به خوبی مورد بررسی قرار دادید، ابزاری همچون ORAPAPA می‌تواند برای نگاه از زوایای مختلف کمک‌تان کند تا عواملی را که شاید در غیر این صورت توجهی به آنها نداشتید، شناسایی کنید.

اشتباه 3: به تعویق انداختن
وقتی تصمیمی که در ذهن دارید را مدام عقب می‌اندازید و به کارهای دیگری که اهمیت کمتری دارند می‌پردازید، یا خودتان را مشغول حواس‌پرتی‌هایی همچون درست کردن چای و قهوه می‌کنید، احتمالا در حال به تعویق انداختن هستید. به تأخیر انداختن تصمیم‌گیری، می‌تواند شرایط را بدتر کند و با پنهان کردن سر زیر برف هم چیزی حل نخواهد شد!

اشتباه 4: باور به این موضوع که یا خراب کن و یا بساز
می‌توانید تصمیم مهمی در گذشته را به خاطر بیاورید که در آن حس می‌کردید دنیا روی شانه‌های شما سنگینی می‌کند و ممکن است یک انتخاب اشتباه، همه چیز را بسازد یا خراب کند؟

همه‌ی ما چنین تجربه‌ای داشته‌ایم، خواه آن تصمیم، پذیرفتن شغلی جدید، تولید محصولی جدید یا خرید خانه‌ای جدید باشد. اگر چه در آن زمان این بزرگترین تصمیم عمرتان به نظر می‌رسید، اما از خودتان بپرسید اکنون چه احساسی نسبت به آن دارید. با بازسازیِ نگاه‌مان به تصمیمات، می‌توانیم چشم‌اندازهایی جدید درباره‌ی انتخاب‌هایی که باید انجام دهیم، به‌ دست آوریم.

یک رویکرد، فکر کردن درباره‌ی بدترین اتفاقی است که اگر انتخاب «اشتباهی» داشته باشید، ممکن است روی دهد. به خصوص در مواقعی که پای زندگی انسان‌ها یا مقادیر هنگفتی پول در میان است، برای مثال، یک تصمیم ضعیف که می‌تواند منجر به فاجعه‌ شود. در این سناریوها، باید ریسک‌ها و عواقب احتمالی را با دقت فراوانی بررسی کنید. اما در موقعیت‌های بسیاری، بدترین اتفاق ممکن، واقعا به آن بدی که فکر می‌کنید نیست، و حتی اگر معلوم شود که تصمیم بدی گرفته‌اید، به احتمال زیاد در این مسیر درس‌های ارزشمندی هم آموخته‌اید.

یک استراتژی این است که فرصت کوتاهی به خودتان بدهید تا روی مشکل‌تان کار کنید. کسانی که کارها را پشت گوش می‌اندازند، اغلب نمی‌دانند از کجا باید شروع کنند، و تصمیمات را خسته‌کننده می‌دانند، اما تقسیم آنها به بلوک‌های زمانیِ قابل مدیریت، فشاری را که برای «انجام همه‌ی کارها» روی شماست، کاهش می‌دهد. تکنیک پومودورو، روش آسانی برای کمک به تمرکز روی وظیفه و بازدهی بیشتر است

اشتباه 5: فرار از تفکر گروهی
اگر چه درگیر کردنِ دیگران در تصمیمات‌تان، به‌ویژه کسانی که تصمیم شما روی آنها هم تأثیر می‌گذارد بسیار مهم است، اما باید مراقب تفکر گروهی نیز باشید. تفکر گروهی زمانی رخ می‌دهد که تمایل به اجماع گروهی بر خواست معمول افراد برای ارائه‌ی راه‌حل، نقد موقعیت یا بیان دیدگاهی خارج از نظر جمع، غلبه می‌کند.

تفکر گروهی، تصمیم‌گیری و حل مسئله‌ی مناسب را از مسیر منحرف می‌کند، زیرا این امکان وجود دارد که همه‌ی دیدگاه‌ها را به‌طور جامع مورد توجه قرار نداده باشید. برای اجتناب از این مسئله، باید فرایندی برای بررسی فرضیات اساسی نهفته در پسِ تصمیمات گروهی داشته باشید. برای مثال، نردبان استنتاج می‌تواند در شناسایی فرایند تفکری که برای رسیدن به تصمیمات گروهی از آن استفاده کرده‌اید و اطمینان از درستی آنها، کمک‌تان کند.

جهت‌گیری‌های روانی فراوان دیگری هم هستند که در تصمیم‌گیری، مستعد آنها هستیم و ممکن است که باعث شوند تا اقدامی غیرمنطقی انجام دهیم. این جهت‌گیری‌ها عبارتند از تمایل به رسیدن سریع به نتیجه (لنگر انداختن)، انتظار تأثیر رویدادهای گذشته روی آینده (مغالطه‌ی قمارباز) و سرزنش دیگران برای اشتباهات به جای نگاه بی‌طرفانه به موقعیت (خطای برچسب‌زدنِ بنیادی). برای اطلاعات بیشتر درباره‌ی چگونگی اجتناب از این جهت‌گیری‌ها، به این مقاله مراجعه کنید.

اشتباه 6: عدم ‌درگیر کردن ذی نفعان
وقتی در حال اخذ تصمیم مهمی هستید که دیگران را هم تحت تأثیر خودش قرار می‌دهد، باید ذی‌نفعان مهم آن تصمیم را هم درگیر کنید. آنها بینش و اطلاعاتی ارائه می‌کنند که روی انتخاب‌های شما تأثیر خواهند گذاشت و کمک‌تان می‌کنند تا تصمیمات بهتری بگیرید. علاوه بر اینها، از آنجایی که اغلب برای اجرای تصمیمات‌تان باید روی آنها تکیه کنید، اعتماد آنها را هم به‌ دست خواهید آورد.

مطمئن شوید که این ذی‌نفعان عمده، در گروه تصمیم‌گیری حضور دارند تا تعهد آنها را نسبت به تصمیم خود را تقویت کنید. ایده‌هایشان را بپرسید و آنها را تشویق به تفکر خلاقانه کنید. ابزارهایی که در دوره آموزشی خلق ایده‌های خلاقانه ارائه شده‌اند، روش‌های فوق‌العاده‌ای برای ایجاد ایده‌های جدید هستند.

اشتباه 7: عدم توجه به عواقب کار
گاهی اوقات ممکن است که تصمیمی به نظرمان دشوار برسد، زیرا نگران عواقب بلندمدت آن هستیم. اما بعضی‌ها فراموش می‌کنند که انتخاب‌هایشان می‌توانند چه تأثیراتی بر آینده بگذارند و در عوض فقط روی «اینجا و اکنون» تمرکز می‌کنند.

یک راه برای در نظر گرفتن همه‌ی گزینه‌ها و بررسی عواقب احتمالی، ایجاد درخت تصمیم است. ساخت درخت تصمیم، یعنی تأثیرات بالقوه‌ی تصمیم را به‌طور جامع بررسی کنید و ریسک‌ها و پاداش‌های بالقوه‌ی راه‌حل‌هایتان را طوری محاسبه کنید که تفسیر نتایج را آسان‌تر کند.

در ضمن می‌توانید تحلیل سناریویی اجرا کنید که تفکر درباره‌ی چگونگی تغییر شرایط در آینده را برای‌تان ساده کند. این کار به شما اجازه می‌دهد تا با توجه به نتایج احتمالی مختلف در آینده، تصمیم بگیرید و آنهایی را که احتمال وقوع‌شان بیشتر است یا تأثیر بیشتری روی تصمیم‌تان خواهند داشت، شناسایی کنید. با ایجاد برنامه‌ها و تصمیم‌ها بر پایه‌ی محتمل‌ترین سناریوها، می‌توانید مطمئن باشید که خوب هستند، حتی اگر شرایط تغییر کنند.

اشتباه 8: داشتن اعتماد به نفس بیش از حد
بسیاری از ما خودمان را دارای تفکری بی‌طرفانه و عادلانه می‌دانیم، و فکر می‌کنیم که همه‌ی اطلاعات لازم را برای رسیدن به نتیجه‌ای درست درباره‌ی مسئله‌ای خاص، در اختیار داریم. اما اگر بیش از اندازه به دانش خودتان اعتماد داشته باشید، ممکن است تصمیمات بدی بگیرید، به‌ویژه اگر سایرین هم شما را «متخصص» بدانند.

افراد معمولا شهرت تخصص و قضاوت درست را با مراقب و روش‌گرا بودن در تصمیم‌گیری‌هایشان به دست می‌آورند. اما اگر بیش از حد به خودشان مطمئن شوند و بیشتر به دنبال حس درونی خود باشند تا تحلیل موقعیت، ممکن است که این شهرت را از دست بدهند؛ اینجاست که بی‌توجهی، اشتباهات مکرر و غرور وارد تصمیم‌گیری می‌شوند.

اگر بیش از حد به دیدگاه‌های شخصِ خودتان اتکا کنید، ممکن است که دچار سوگیری تأییدی بیش از حد شوید. این جهت‌گیری زمانی اتفاق می‌افتد که به دنبال اطلاعاتی برای حمایت از باورهای کنونی‌تان می‌گردید و داده‌هایی را که بر خلاف تصورات خودتان هستند، رد می‌کنید. این شیوه می‌تواند شما را به سوی اخذ تصمیمات بد سوق دهد، چون همه‌ی اطلاعات مربوطه را مورد توجه قرار نمی‌دهید.

اگرچه «حرکت بر مبنای حس درونی» گاهی وقت‌ها کار درستی به نظر می‌رسد، اما باید مطمئن شوید که این احساس‌تان بر پایه‌ی اطلاعاتی بنا شده است که به‌طور سیستماتیک گردآوری کرده‌اید. برای بهبود قدرت تصمیم‌گیری خود، به منابعی توجه کنید که موقع تصمیم‌گیری معمولا از آنها استفاده می‌کنید، و با تمام قوا به دنبال منابع جدید بگردید.

اشتباه 9: با افتخار سرسختانه ادامه دادن
هیچ کس دوست ندارد به تصمیمات اشتباهش اقرار کند، به‌ویژه وقتی برای مسیری که در آن گام برداشته‌اید، سرسختانه مبارزه کرده‌اید یا وقتی تغییر مسیر، پیامدهای سیاسی، عاطفی، اخلاقی یا مالی دارد. متأسفانه یکی از دام‌هایی که برخی از افراد در آن گرفتار می‌شوند، «تشدید» تعهدات است که به مراتب بیشتر از چیزی است که برای یک تصمیم‌گیرنده‌ی منطقی اتفاق می‌افتد .

اغلب، افراد این کار را به خاطر چسبیدن به دیدگاه بیش از حد خوش‌بینانه به آینده، انجام می‌دهند، آنها امیدوارند که تصمیم اولیه‌شان سرانجام درست از آب درآید. این اتفاق زمانی روی می‌دهد که آنها از پیش، حساب عاطفی فراوانی روی کار سختی که در مسیر پروژه انجام داده‌اند، باز کرده‌اند و شاید احساس می‌کنند که «جلوی ضرر را گرفتن» به معنای اقرار به این موضوع است که آنها در کارشان خوب نیستند.

وقتی به این فکر می‌کنید که آیا در اجرای تصمیم‌تان پیش بروید یا نه، باید بدانید که زمان و پولی که قبلا روی این پروژه صرف کرده‌اید، «هزینه‌های از بین‌رفته‌ای» هستند که دیگر باز نخواهند گشت، و اینکه باید آنها را پشت سر بگذارید تا بتوانید به مقصد تصمیم‌تان برسید. باید بی‌طرف بمانید و همه‌ی حقایقی را که در پیش رو دارید، مورد توجه قرار دهید و تلاش کنید تا احساسات خود را در این زمینه دخالت ندهید.

اشتباه 10: برقرار نکردن ارتباط موثر
شاید این مورد واضح به نظر برسد، اما هنگامی که تصمیمی گرفتید که دیگران را تحت تأثیر قرار می‌داد، باید درباره‌اش با آنها صحبت کنید. یکی از بدترین اشتباهاتی که افراد مرتکب می‌شوند، عدم صحبت درباره‌ی تصمیمات‌شان در زمان و به شیوه‌ی مناسب است، و این امر می‌تواند باعث ایجاد شایعاتی میان گروه یا حتی در سازمان شود.

به کسانی که تصمیم‌تان روی آنها تأثیر می‌گذارد توجه کنید. آنها به چه اطلاعاتی نیاز دارند و جذاب‌ترین و جالب‌ترین روش برای برقراری ارتباط با ایشان چیست؟ اگر قرار است این تصمیم تأثیر فوق‌العاده‌ای داشته باشد، یا اگر شما در بحران هستید، بهترین روش برای اینکه در این باره به دیگران اطلاع‌رسانی کنید، روش رودرروست.

برای کسانی که مستقیما تحت تأثیر تصمیم شما قرار نمی‌گیرند، ولی همچنان از پیامدهای آن منتفع می‌شوند، رویکرد متفاوتی را پیش بگیرید. برای این دسته از مخاطبان که گسترده‌تر هستند، می‌توانید خلاصه‌ای از تصمیم‌تان را مثلا در قالب ایمیل ارائه کنید. احتمالا آنها به جزئیات کمتری نسبت به ذی‌نفعان اصلی نیاز دارند، اما باز هم باید اطلاعات پیش‌زمینه‌ای به ایشان بدهید، مثلا اینکه چگونه به این تصمیم رسیدید و تصمیم شما چه تأثیری بر آنها می‌گذارد.

 

با احترام
سیاوش جعفری
مشاور ارشد کسب و کار، فروش و سیستم – مدرس دوره های آموزشی تخصصی

[hm_section border_style=”solid” bg_color=”#f9fafc” padding_top=”30″ padding_bot=”30″ border_top_width=”1″ border_color=”#636363″][hm_clients style=”dark” spacer=”90″ bg_color=”#f9fafc”][hm_client target=”_blank” name=”آپارات – siavash_jafari” logo=”8001″ url=”https://www.aparat.com/siavash_jafari”][hm_client target=”_blank” name=”تلگرام – siavashjafari_co” logo=”7999″ url=”https://t.me/siavashjafari_co”][hm_client target=”_blank” name=”شماره تماس” logo=”8003″][hm_client target=”_blank” name=”صفحه رسمی لینکدین – in/siavashjafari” logo=”7995″ url=”https://www.linkedin.com/in/siavashjafari/”][hm_client target=”_blank” name=”صفحه اینستاگرام – siavashjafari_co” logo=”7991″ url=”https://www.instagram.com/siavashjafari_co”][hm_client target=”_blank” name=”info@siavashjafari.com” logo=”8005″][/hm_clients][/hm_section]

ایجاد نگرش صحیح

〉 ایجاد نگرش صحیح 

🔻ایجاد نگرش صحیح، سازنده رفتارهای آتی ما خواهد بود، این که امروز مجموعه انواع سلسله رفتارهای ما از چه الگویی پیروی می کند رابطه مستقیمی با نگرش ساخته شده در ما دارد.

در این پادکست قصد داریم اهمیت ایجاد نگرش صحیح رو با یک مثال عملی و عینی با هم بررسی کنیم.

🔻 برای شنیدن آنلاین این پادکست می توانید از نوار صوتی بالا و برای دانلود این پادکست از لینک زیر اقدام نمایید.

 

با احترام
سیاوش جعفری
مشاور ارشد کسب و کار، فروش و سیستم – مدرس دوره های آموزشی تخصصی

 
[hm_section border_style=”solid” bg_color=”#f9fafc” padding_top=”30″ padding_bot=”30″ border_top_width=”1″ border_color=”#636363″][hm_clients style=”dark” spacer=”90″ bg_color=”#f9fafc”][hm_client target=”_blank” name=”آپارات – siavash_jafari” logo=”6754″ url=”https://www.aparat.com/siavash_jafari”][hm_client target=”_blank” name=”تلگرام – sjafari_consulting” logo=”6755″ url=”https://t.me/sjafari_consulting”][hm_client target=”_blank” name=”شماره تماس” logo=”6747″][hm_client target=”_blank” name=”صفحه رسمی لینکدین – in/siavashjafari” logo=”6744″ url=”https://www.linkedin.com/in/siavashjafari/”][hm_client target=”_blank” name=”صفحه اینستاگرام – siavashjafari_consulting” logo=”6742″ url=”https://www.instagram.com/siavashjafari_consulting/”][hm_client target=”_blank” name=”info@siavashjafari.com” logo=”6740″][/hm_clients][/hm_section]

زندگی در گذشته، زندگی با گذشته

〉 زندگی در گذشته، زندگی با گذشته 

🔻زندگی در گذشته یک چیز است و زندگی با گذشته چیزی دیگری. شاید این جمله رو قبلا شنیده باشید اما انقدر مهم هست که تکرار آن قابل بخشش هست.
قسمتي از وضعیت امروز، در گروِ رابطه‌ای است که با گذشته‌ خود ساخته ايم.

در این پادکست قصد داریم یک نگاه به برخی از انواع شکل های ارتباط ما با گذشته بندازیم.

🔻 برای شنیدن آنلاین این پادکست می توانید از نوار صوتی بالا و برای دانلود این پادکست از لینک زیر اقدام نمایید.

 

با احترام
سیاوش جعفری
مشاور ارشد کسب و کار، فروش و سیستم – مدرس دوره های آموزشی تخصصی

 
[hm_section border_style=”solid” bg_color=”#f9fafc” padding_top=”30″ padding_bot=”30″ border_top_width=”1″ border_color=”#636363″][hm_clients style=”dark” spacer=”90″ bg_color=”#f9fafc”][hm_client target=”_blank” name=”آپارات – siavash_jafari” logo=”6754″ url=”https://www.aparat.com/siavash_jafari”][hm_client target=”_blank” name=”تلگرام – sjafari_consulting” logo=”6755″ url=”https://t.me/sjafari_consulting”][hm_client target=”_blank” name=”شماره تماس” logo=”6747″][hm_client target=”_blank” name=”صفحه رسمی لینکدین – in/siavashjafari” logo=”6744″ url=”https://www.linkedin.com/in/siavashjafari/”][hm_client target=”_blank” name=”صفحه اینستاگرام – siavashjafari_consulting” logo=”6742″ url=”https://www.instagram.com/siavashjafari_consulting/”][hm_client target=”_blank” name=”info@siavashjafari.com” logo=”6740″][/hm_clients][/hm_section]

مدیریت قارچ گونه و معایب آن

مدیریت قارچ گونه و معایب آن

 

مدیریت قارچی روشی رایج در مدیریت است که بر مبنای آن کارکنان از اهداف، راهبردها و ایده‌های کلی شرکت مطلع نیستند و ارتباط میان کارهای محوله با اهداف شرکت نیز برای آن‌ها مشخص نیست. در‌ واقع، درست شبیه به پرورش قارچ؛‌ کارکنان به مانند قارچ در تاریکی، در اینجا یعنی عدم دسترسی و آگاهی از اهداف کاری و اصلی شرکت، قرار می‌گیرند و نیز به شیوه‌‌ای که از کود برای پرورش و رشد قارچ استفاده می‌شود، آن‌ها فقط به اطلاعات و منابعی دسترسی دارند که برای به انجام رساندن کار و وظیفه به عهده‌ی ایشان سپرده شده است.
مثالی از کشتی تایتانیک
تا ساعت‌ها بعد از برخورد کشتی تایتانیک با کوه یخ فقط کاپیتان و تعداد انگشت شماری از ملوانان ارشد می‌دانستند که کشتی غرق خواهد شد. مطابق تحلیل کارشناسان، بی‌خبر نگاه‌داشتن کارکنان و مسافران به فاجعه‌ای منجر شد که در صورت اطلاع آن‌ها از وضعیت موجود می‌توانست سبب کاهش میزان خسارات‌ شود. بی‌خبر نگاه‌‌ داشتن، نشانه‌ی اصلی مدیریت قارچی است که مبنای آن بی‌اطلاعی و یا کم‌اطلاعی کارکنان در مورد عملکرد، راهبردها و وضعیت سازمان است.
نتایج یک تحقیق مدیریتی:
۱. بیش از ۸۰% کارکنان می‌خواهند مدیران اطلاعات بیشتری در مورد سازمان در اختیار آن‌ها قرار دهند.
۲. بیش از ۲۵% افراد بین اطرافیان خود کسانی را می‌شناسند که کارشان را به‌دلیل نبود شفافیت لازم در مورد رویکرد و راهبرد سازمان ترک کرده‌اند.
۳. بیش از ۵۰% کارکنان باور دارند که دسترسی به اطلاعات و داده‌های مرتبط با سازمان، تاثیر زیادی در افزایش عملکرد و بهره‌وری آن‌ها داشته است.

با احترام
سیاوش جعفری
مشاور ارشد کسب و کار، فروش و سیستم – مدرس دوره های آموزشی تخصصی

 
[hm_section border_style=”solid” bg_color=”#f9fafc” padding_top=”30″ padding_bot=”30″ border_top_width=”1″ border_color=”#636363″][hm_clients style=”dark” spacer=”90″ bg_color=”#f9fafc”][hm_client target=”_blank” name=”آپارات – siavash_jafari” logo=”6754″ url=”https://www.aparat.com/siavash_jafari”][hm_client target=”_blank” name=”تلگرام – sjafari_consulting” logo=”6755″ url=”https://t.me/sjafari_consulting”][hm_client target=”_blank” name=”شماره تماس” logo=”6747″][hm_client target=”_blank” name=”صفحه رسمی لینکدین – in/siavashjafari” logo=”6744″ url=”https://www.linkedin.com/in/siavashjafari/”][hm_client target=”_blank” name=”صفحه اینستاگرام – siavashjafari_consulting” logo=”6742″ url=”https://www.instagram.com/siavashjafari_consulting/”][hm_client target=”_blank” name=”info@siavashjafari.com” logo=”6740″][/hm_clients][/hm_section]
سیاوش جعفری

فورواردرهای قرن 21 – پادکست صوتی

〉 فورواردرهای قرن 21 – پادکست صوتی 

🔻 در این پادکست قصد داریم به موضوع دانش سطحی و دانش شوفری بپردازیم، دانشی که گاها بدون مطالعه با عمق مناسب تنها و تنها به فوروارد کردن آن مطالب برای دیگران می پردازیم حتی بدون اعتبار سنجی و یا کسب اطمینان از منابع آن.

🔻 برای شنیدن آنلاین این پادکست می توانید از نوار صوتی بالا و برای دانلود این پادکست از لینک زیر اقدام نمایید.

 

با احترام
سیاوش جعفری
مشاور ارشد کسب و کار، فروش و سیستم – مدرس دوره های آموزشی تخصصی

 
[hm_section border_style=”solid” bg_color=”#f9fafc” padding_top=”30″ padding_bot=”30″ border_top_width=”1″ border_color=”#636363″][hm_clients style=”dark” spacer=”90″ bg_color=”#f9fafc”][hm_client target=”_blank” name=”آپارات – siavash_jafari” logo=”6754″ url=”https://www.aparat.com/siavash_jafari”][hm_client target=”_blank” name=”تلگرام – sjafari_consulting” logo=”6755″ url=”https://t.me/sjafari_consulting”][hm_client target=”_blank” name=”شماره تماس” logo=”6747″][hm_client target=”_blank” name=”صفحه رسمی لینکدین – in/siavashjafari” logo=”6744″ url=”https://www.linkedin.com/in/siavashjafari/”][hm_client target=”_blank” name=”صفحه اینستاگرام – siavashjafari_consulting” logo=”6742″ url=”https://www.instagram.com/siavashjafari_consulting/”][hm_client target=”_blank” name=”info@siavashjafari.com” logo=”6740″][/hm_clients][/hm_section]

مدیریت پرسه

 مدیریت پرسه یا MBWA 
برای ایجاد ارتباط و استمرار آن باید گشت بزنید،‌ با اعضای تیم خود صحبت کنید،‌ کنار آنها کار کنید، سئوال بپرسید و هر زمان که نیاز باشد برای کمک حاضر باشید. به این عمل، مدیریت با گشت‌زنی (مدیریت پرسه) می‌گویند که با عنوان MBWA شناخته می‌شود.
مدیریت با گشت‌زنی از زمان پیدایش خود تا کنون هرگز از مد نیفتاده است. با استفاده از MBWA می‌توانید موارد زیر را افزایش دهید:
🔻 دسترسی‌پذیری: وقتی پرسنل به چشم یک فرد و نه یک رئیس به شما نگاه کنند،‌ امکان اینکه درباره اتفاقات جاری با شما صحبت کنند بیشتر می‌شود. به این ترتیب فرصت خواهید داشت تا از مسائل،‌ پیش از آنکه تبدیل به مشکلات شوند اطلاع پیدا کنید.
🔻 اعتماد: هرچه شناخت اعضاء تیم از شما بیشتر باشد، بیشتر به شما اعتماد خواهند کرد، بنابراین اطلاعات بیشتری را با شما به اشتراک خواهند گذاشت. این مسئله باعث فروریختن موانع ارتباطی خواهد شد.
🔻 دانش کسب‌و‌کار: سر زدن به افراد و اطلاع از اتفاقات جاری، باعث می‌شود درک بهتری از کارکرد‌ها و فرآیندهای اطراف خود به دست آورید.
🔻 پاسخگویی: تعامل روزانه با افراد تیم، احتمال اجرایی شدن آنچه درباره‌ی آن توافق کرده‌اید را تا حد زیادی بالا می‌برد. همه‌‌ی افراد شما انگیزه‌ی بیشتری برای انجام توافقات خواهند داشت؛ چون یکدیگر را به صورت منظم ملاقات می‌کنید.
🔻 روحیه: معمولا افرادی که فرصت بیشتری برای شنیده‌شدن، در اختیارشان گذاشته می‌شود؛ احساس بهتری در مورد شغل و سازمان خود پیدا می‌کنند. MBWA روشی است که این فرصت را در اختیار افراد قرار می‌دهد.
🔻 بهره‌وری: بسیاری از ایده‌های خلاقانه از دل صحبت‌های معمول و روزمره متولد می‌شوند. MBWA گفتگوهای عادی را تشویق می‌کند، بنابراین احتمال بیشتری وجود دارد که افراد برای ارائه‌ی ایده‌هایشان نزد شما بیایند.
علی‌رغم مزایای بسیار، استفاده از MBWA گاهی با شکست و گاهی با موفقیت همراه است. برای موفق شدن به چیزی بیش از گشت‌زنی در دفتر‌، انبار یا کارخانه نیاز است. MBWA تلاشی است مصمم و واقعی، برای درک بهتر کارکنان، کاری که انجام می‌دهند و اینکه شما چطور می‌توانید با اقدامات خود بهره‌وری آ‌ن‌ها را افزایش دهید. نباید MBWA را تنها به عنوان یک اجبار انجام دهید، چرا که در چنین حالتی این رویکرد اصلا به درستی عمل نخواهد کرد. شما باید واقعا بخواهید که با افراد و عملیات خود بیشتر آشنا شوید و همواره نسبت به دنبال کردن نگرانی‌ها متعهد بوده و در پی بهبود مستمر باشید.

با احترام
سیاوش جعفری
مشاور ارشد کسب و کار، فروش و سیستم – مدرس دوره های آموزشی تخصصی

 
[hm_section border_style=”solid” bg_color=”#f9fafc” padding_top=”30″ padding_bot=”30″ border_top_width=”1″ border_color=”#636363″][hm_clients style=”dark” spacer=”90″ bg_color=”#f9fafc”][hm_client target=”_blank” name=”آپارات – siavash_jafari” logo=”6754″ url=”https://www.aparat.com/siavash_jafari”][hm_client target=”_blank” name=”تلگرام – sjafari_consulting” logo=”6755″ url=”https://t.me/sjafari_consulting”][hm_client target=”_blank” name=”شماره تماس” logo=”6747″][hm_client target=”_blank” name=”صفحه رسمی لینکدین – in/siavashjafari” logo=”6744″ url=”https://www.linkedin.com/in/siavashjafari/”][hm_client target=”_blank” name=”صفحه اینستاگرام – siavashjafari_consulting” logo=”6742″ url=”https://www.instagram.com/siavashjafari_consulting/”][hm_client target=”_blank” name=”info@siavashjafari.com” logo=”6740″][/hm_clients][/hm_section]

لال شو! چشمانت را هم ببند! می خواهم مدیریت کنم

 لال شو! چشمانت را هم ببند! می خواهم مدیریت کنم (داستان پنجره دید باز هواپیما) (تکنیک پرچم قرمز) 
مهماندار هواپیما همیشه قبل از پرواز توضیحاتی می دهد مثلاً از مسافران می‌خواهد لوازم الکترونیکی خود را در طول پرواز خاموش کنند. یکی از توصیه‌هایی که سال‌ها در پروازها شنیده‌ام این است: «پنجره‌های هواپیما را به هنگام برخاستن و نشستن هواپیما باز نگه‌ دارید.»
در همه این سال‌ها بارها پیش خودم فکر کردم چرا از مسافران خواسته می‌شود درپوش پنجره‌ها را باز نگه دارند، تا بالاخره دیشب در پرواز سرمهماندار خوش‌خلقی حضور داشت و از او پرسیدم او پاسخ داد «ما از مسافران می‌خواهیم پنجره‌ها را باز نگه دارند تا بتوانند بیرون را ببینند و اگر حادثه‌ای اتفاق افتاد و تهدیدی متوجه پرواز شد، سریع ما را خبر کنند.
صنعت هوا و فضا بسیار حساس و دقیق است. مطمئنم در این صنعت، مطالعاتی انجام‌شده و مسافران در مواردی توانسته‌اند حوادث یا تهدیداتی را به کادر پرواز اطلاع دهند که باز نگه داشتن پنجره‌ها به رویه معمول تبدیل شده است. این توصیه هم‌چنین به این معناست که حتی در صنعتی به دقت و حساسیت صنعت هوایی که کادر پرواز از سلامت هواپیما مطمئن می‌شوند تا پرواز کنند، باز هم از مسافران می‌خواهند دید خود را کور نکنید و در مواقع حساسی نظیر برخاستن و فرود، با دقت وضعیت را تحت نظر داشته باشند و هر اشکالی را به مسئولین خبر دهند.
پرواز یک هواپیما به داستان مدیریت سازمان و بیش از همه به اداره کشور شباهت دارد. هر مدیر ارشدی در هر سطحی، به نفع خودش و افراد تحت فرمانش است که از آن‌ها بخواهد پنجره‌ها را باز نگه دارید و دید خود را کور نکنید؛ و به محض مشاهده هر تهدیدی، تیم اداره دستگاه، سازمان یا کشور را مطلع کنید
تجویز راهبردی
استاد برجسته دانشگاه استنفورد [دکتر جیم کالینز] می گوید که ما سازمان های عالی را با سازمان های معمولی مقایسه کردیم و ﻫﯿﭻ ﻣﺪرﮐﯽ ﭘﯿﺪا ﻧﮑﺮدﯾﻢ ﮐﻪ ﻧﺸﺎن دﻫﺪ سازمان‌های عالی «اﻃﻼﻋﺎت ﺑﯿﺸﺘﺮ» ﯾﺎ ﺑﻬﺘـﺮی ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ سازمان‌های ﻫﻢ ﺗﺮاز ﺧﻮد داﺷﺘﻨﺪ. ﻫﺮ دو ﮔﺮوه سازمان‌ها ﺑﻪ ﻃﻮر ﯾﮑﺴﺎن ﺑﻪ اﻃﻼﻋﺎت ﻣﻨﺎﺳﺐ دﺳﺘﺮﺳﯽ داﺷﺘﻨﺪ. اما آن ها تصمیمات و واکنش های بهتر و سریع تری داشتند. ﮐﻠﯿﺪ اﯾﻦ ﻣﻌﻤﺎ ﻧﻪ در اﻃﻼﻋﺎت ﺑﻬﺘﺮ ﺑﻠﮑﻪ در ﺗﺒﺪﯾﻞ اﻃﻼﻋﺎت ﺑﻪ اﻃﻼﻋﺎت ﻏﯿﺮﻗﺎﺑﻞ اﻏﻤﺎض اﺳﺖ. سازمان‌های عالی سازوکارهایی دارند که حقایق ناخوشایند را می توانند افشا کنند و در مورد آن صحبت و تصمیم گیری کنند. آن ها می دانند كه كارمندان به دلایل مختلف تمایل دارند که واقعيات ناخوشايند را پنهان سازند.
وی تکنیک پرچم قرمز را پیشنهاد می‌کند: در این تکنیک، افراد اجازه دارند به تعداد محدودی هرگونه اطلاعات/دیدگاه/سیگنالی را مطرح کنند و تصمیم‌گیران موظفند که به آن اطلاعات توجه نشان دهند و سریعاً به آن رسیدگی کنند. خود وی این تکنیک را سر کلاس خود اینگونه اجرا می کند: او یک پرچم قرمز ابتدای ترم به دانشجویان می دهد و به آن ها می گوید که می توانید یک بار هر زمانی که خواستید آن را بلند کنید. اگر آنرا بلند کنید، کلاس به یک باره متوقف خواهد شد و نظر شما بیان خواهد شد. در ازای نظری که می دهید هیچ بازخواستی نخواهید شد و کاملا آزادید که نظر خود را بیان کنید و من موظم به آن نظر شما رسیدگی کنم و پاسخ روشن دهم.
دروغ های شیرین یا حقایق تلخ کدام یک را انتخاب می کنید؟ شنیدن حقایق تلخ، سخت است و از آن سخت تر، بیان آن. چون کسانی که حقایق تلخ را بیان می کنند معمولا پاداشی دریافت نمی کنند. هزینه بیان واقعیات را پایین بیاورید تا در معرض اطلاعات دست اول واقعی قرار بگیرید. ناراحت شدن از یک حقیقت، بهتر از تسکین یافتن با یک دروغ است!
از این منظر، راهبری هر جایی را بر عهده دارید، چه یک خانواده سه نفره، یک مدرسه سی نفره یک سازمان سیصد نفره و یا یک استان یا کشور دو نکته را باید رعایت کنیم:
1-دید همکاران، اعضای خانواده، شهروندان و همراهان خود را کور نکنید!
2-هزینه انتقاد یا بیان دیدگاه را پایین بیاورید به عبارت دیگر آن ها را لال نکنید
بگذارید فرزندتان، همکارتان، شهروندتان، زیردست تان نیز به واقعیت ها دسترسی داشته باشد و بگذارید تحلیل و نگاه خودش را آزادانه به اشتراک بگذارد. اداره شهر کورها و لال ها ممکن است در کوتاه مدت آسان به نظر برسد اما در بلندمدت فاجعه آفرین است. بگذارید پنجره ها (دید همراهان) و حنجره ها (زبان همراهان) باز و گویا باشد تا همه خطرها را گوشزد کنند و گزینه ها را طرح کنند.
آن هایی که اجازه بالا آمدن پرچم های قرمز را نمی دهند، دیر یا زود با کارت قرمز از صحنه روزگار محو خواهند شد.

با احترام
سیاوش جعفری
مشاور ارشد کسب و کار، فروش و سیستم – مدرس دوره های آموزشی تخصصی

 
[hm_section border_style=”solid” bg_color=”#f9fafc” padding_top=”30″ padding_bot=”30″ border_top_width=”1″ border_color=”#636363″][hm_clients style=”dark” spacer=”90″ bg_color=”#f9fafc”][hm_client target=”_blank” name=”آپارات – siavash_jafari” logo=”6754″ url=”https://www.aparat.com/siavash_jafari”][hm_client target=”_blank” name=”تلگرام – sjafari_consulting” logo=”6755″ url=”https://t.me/sjafari_consulting”][hm_client target=”_blank” name=”شماره تماس” logo=”6747″][hm_client target=”_blank” name=”صفحه رسمی لینکدین – in/siavashjafari” logo=”6744″ url=”https://www.linkedin.com/in/siavashjafari/”][hm_client target=”_blank” name=”صفحه اینستاگرام – siavashjafari_consulting” logo=”6742″ url=”https://www.instagram.com/siavashjafari_consulting/”][hm_client target=”_blank” name=”info@siavashjafari.com” logo=”6740″][/hm_clients][/hm_section]